بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین


سلام علیکم؛

اگر کسی با وهابیین لجوجی که در مناظرات و مباحثات فقط قصد دارند حرف خود را بر کرسی بنشانند و اصلا نمی توانند حرف طرف مقابل را بشنوند همکلام و محاور علمی شده باشد،بارها وبارها می بیند که وی بعد از خواندن یکی دو روایت(عمدتا ضعیف السند)از اصول کافی می گوید:شما روافض حق تضعیف روایات را ندارید چون امام زمان شما گفته:ان الکافی کاف لشیعتا!!

حتی دکتر القفاری(بزرگترین محقق وهابی در زمینه مصادر شیعه) می نویسد:

«الكافي عُرض على المهدي، فقال: كاف لشيعتنا، هذا ما يقوله الصدر وينسبه للشيعة عموماً، ولهذا قال محب الدين الخطيب: إن الكافي عند الشيعة هو كصحيح البخاري عند المسلمين. وقد يكون في كلام الخطيب هذا بعض التسامح؛ لأن غلوهم في الكافي أكثر، ألا ترى أنهم يقولون: إن الكافي ألّف إبان الصلة المباشرة بمهديهم وإنه عرض على المعصوم عندهم، فهو كما لو قال بعض أهل السنة: إن صحيح البخاري تم عرضه على الرسول صلى الله عليه وسلم؛ لأن الإمام عندهم كالنبي».

(كتاب كافي به [امام] مهدي [عليه السّلام] عرضه شده است و او پس از ديدن آن گفته است: اين كتاب براي شيعيان ما كفايت مي‌كند. اين سخن را صدر گفته و آن را به تمامي شيعيان نسبت داده است، و به همين جهت است كه محب الدين خطيب گفته است: كتاب كافي نزد شيعه همچون كتاب صحيح بخاري نزد ساير مسلمانان است. البته در سخنان خطيب مقداري مسامحه صورت گرفته است چون غلوّي كه در كتاب كافي هست خيلي بيشتر از صحيح بخاري است. چرا كه مي‌گويند: كتاب كافي در زماني نزديك به زمان حضور مهديشان تأليف و به او كه در نزد شيعه معصوم به شمار مي‌رود عرضه گرديده است؛ اين مانند اين است كه برخي از اهل سنت بگويند: وقتي تأليف صحيح بخاري به پايان رسيد به رسول خدا صلّي الله عليه و آله عرضه شده؛ چون پيامبر نزد اهل سنت به منزله امام نزد شيعه است.)


حال می خواهیم ببینیم که آیا واقعا این سخنی که گفته شده:ان الکافی کاف لشیعتنا صحیح است یا نه!!
مرحوم محدث نوری صاحب مستدرک اینچنین می نویسد:

«الخبر الشائع من أن هذا الكتاب عرض على الحجة عليه السّلام فقال: (إن هذا كاف لشيعتنا) فإنه لا أصل له، ولا أثر له في مؤلفات أصحابنا، بل صرح بعدمه المحدث الاسترآبادي الذي رام أن يجعل تمام أحاديثه قطعية».

(خبري كه در باره اين كتاب شايع شده مبني بر اين كه اين كتاب به امام مهدي عليه السّلام عرضه شده و آن امام فرموده است: «اين كتاب براي شيعيان ما كفايت مي‌كند» از پايه و اساس محكمي برخوردار نبوده و در نوشته‌هاي اصحاب ما اثري از اين جمله و يا تاييد آن ديده نشده و بلكه محدث استرآبادي كه تا حد قطعيت تمام روايات آن پيش رفته بر عدم صحت چنين خبري تصريح نموده است.)

شیخ علی آل محسن(که  ضربات این سخن را در کتاب لله ثم للتاریخ متوجه گشته است) در ردیه ای که بر این کتاب می نویسد در مورد این روایت می نویسد:
أقول: أما أن كتاب الكافي من أهم المصادر الشيعية فهو صحيح، وأما أنه موثَّق من قبل الإمام المنتظر عجل الله تعالى فرَجه الشريف فهو غير صحيح، لأن ذلك لم يثبت عنه بسند معتبر، وإنما هو كلام قيل، ولا أصل له.

می گویم:درمورد اینکه اصول کافی از مهمترین مصادر شیعه هست این سخن صحیحی است؛اما اینکه تمام این کتاب را امام منتظر علیه السلام مورد اعتماد تلقی کرده است صحیح نیست؛و این یک روایت قیل است(یعنی اینچنین گفته شده!)و هیچ سند معتبری نداشته و اصل و اساسی ندارد.

یا اینکه در کلامی صریح تر می نویسد:

هو خبر ضعيف بالإرسال، بل هو باطل في نفسه

این خبر ضعیفی است که سند مرسل داشته و از اساس باطل هست.

کتاب لله و للحقیقه-ج2-ص572


علامه مرتضی عسکری رحمه الله اینگونه می گوید:
قول مجهول قائله أما ما قيل من أن المهدى (ع) قال: ان الكافي كاف لشيعتنا، فانه قول مجهول راويه ولم يسم أحد اسمه، ويدل على بطلانه تأليف مئات كتب الحديث بمدرسة اهل البيت بعد الكافي مثل: من لا يحضره الفقيه، ومدينة العلم والتهذيب والاستبصار والبحار ووسائل الشيعة وجامع أحاديث الشيعة، إلى غيرها.

یک سخنی هست که اصلا گوینده آن ناشناس است که امام زمان فرموده:کافی برای شیعیان کفایت می کند!

این یک سخنی است که راوی آن ناشناس است و احدی هم اسمی از او سراغ ندارد.

و از جمله دلایل بطلان این سخن این هست که صد ها کتب حدیثی از اهل البیت علیهم السلام بعد از کافی نوشته شد همانند:
من لا يحضره الفقيه، ومدينة العلم والتهذيب والاستبصار والبحار ووسائل الشيعة وجامع أحاديث الشيعة،و غيره.

معالم المدرستين - السيد مرتضى العسكري-ج3-ص277


همچنین افراد دیگری همانند علامه حسینی قزوینی صاحب کتاب نقد اصول مذهب الشیعه و نیز شیخ حسین معتوق این سخن را باطل و دروغ تلقی کرده اند.

اللهم صل علی محمد و آله الطاهرین

بیرامی