قبلا ، عقیده اهل سنت درمورد دشمنان خلفا و دشمنان امیرالمومنین (ع) را نقد کردیم .

ر.ج :

http://rafezee.ir/post/29

در آنجا از اهل سنت پرسیدیم که چرا سعد بن عباده (دشمن خلیفه اول و دوم) را کافر می دانید و خونش را مباح ؛ اما عایشه ، دشمن سرسخت امیرالمومنین (ع) را که بر ایشان خروج کرد ، کافر نمی دانید ؟ (که اهل سنت هیچگاه نخواهند توانست به این سوال ، پاسخ منطقی بدهند)

اما در این مطلب می خواهیم ، از طریق دیگری ثابت کنیم ، که :

اهل سنت ، باید عایشه را کافر بدانند ...

اثبات :

اولا از اهل سنت می پرسیم : نظر شما در مورد کسی که به خلیفه سوم عثمان ، فحش بدهد چیست ؟

حتما در پاسخ می گویند : او با اینکار از دین خارج شده و کافر است و خونش مباح و ...

سپس چنین می گوییم :

عجیب است ، شما به ما شیعیان اعتراض می کنید که چرا به افعال و کردار خلفا اعتراض می کنیم ؛ در صورتی که بیش از ما و پیش از ما ، عایشه به خلیفه سوم عثمان چنین اعتراض (!!!) می کرده است :

این پیرمرد خرفت را بکشید ؛ خدا او را بکشد ، زیرا کافر شده است.

انساب الاشراف ، بلاذری ، جلد 6 ، ص 220 ، مقتل عثمان

آیا اهل سنت جرئت دارند بگویند : عایشه کافر است ؟

آیا می توانند عایشه را مرتد معرفی کنند .

چرا با این وجود او را کافر نمی دانید ؟ که او هم به خلیفه سوم اهل سنت توهین کرده و هم بر خلیفه چهارمشان خروج کرده است.

جالب است همین عایشه ، بعد از مرگ عثمان و هنگامی که مردم با امیرالمومنین علی (ع) بیعت کردند ، به بهانه ی خونخواهی عثمان خروج کرد !

هنگام عزیمتش به بصره ، وی به ملاقات ام سلمه -همسر با وفای پیامبر- رفت ؛ تا او را نیز با خود ببرد ، ولی ایشان در جوابش فرمود : « دیروز به عثمان دشنام می دادی و او را مذمت می کردی ! تو را چه شده است که امروز قصد خونخواهی او را داری ؟ آیا فضایل علی را فراموش کرده ای ؟‌اگر یادت رفته است ، من به یادت می آورم . بیاد آور روزی را که در خدمت پیامبر (ص) بودیم ؛ که پدرت ابوبکر به همراه عمر به محضر رسول خداشرفیاب شد و به رسول خدا (ص)‌گفت : یا رسول الله ! ما قدر و منزلت مصاحبت با تو را نمی دانیم ؛ ما را تعلیم دهید که چه کسی بعد از شما فرمانروای ماست. حضرت فرمود : من مقام و مرتبه ی جانشین خود را می دانم ؛ ولی فعلا صلاح نمی دانم که او را معرفی کنم  ، زیرا از اطراف وی متفرق می شوید ؛‌ همچنان که بنی اسرائیل از اطراف هارون متفرق شدند. پس از بیرون رفتن آن دو نفر ، من گفتم : ای رسول خدا ! خلیفه شما چه کسی است ؟ فرمود : آن کسی که نعلین مرا پاره دوزی می کند . از خدمت آن حضرت بیرون آمدیم و دیدیم که علی (ع) نعلین آن حضرت را پاره دوزی می کند.»

عایشه گفت : بلی یادم هست. ام سلمه گفت : پس به کجا می روی ؟ گفت : برای اصلاح امر امت به بصره می روم !!!

شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید معتزلی شافعی ، جلد 6 ، ص 216 ، خطبه 79

*

كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿سوره حج ، آیه 4﴾

بر [شيطان] مقرر شده است كه هر كس او را به دوستى گيرد قطعا او وى را گمراه مى‏سازد و به عذاب آتشش مى‏كشاند.

پایان