عن ابن عباس قال : لما اشتد بالنبی وجعه قال : ائتونی بکتاب اکتب لکم کتابا لاتضلوا بعده قال عمر : ان النبی غلبه الوجع و عندنا کتاب الله حسبنا فاختلفوا و کثر اللغط قال : قومو عنی و لا ینبغی عندی التنازع.

ترجمه :

ابن عباس نقل می کند : در روزهای آخر عمر پیامبر(ص) ، زمانی که بیماری رسول الله شدت گرفت ، پیامبر(ص) فرمود : قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی بنویسم تا بعد از من گمراه نشوید. عمر بن خطاب گفت : درد بر پیامبر غلبه کرده (یعنی هذیان می گوید و کلامش معتبر نیست) قرآن نزد ما است و برای ما بس است. آنگاه اختلاف و سر و صدا بالا گرفت تا اینکه پیامبر(ص) فرمودند : از پیش من بروید که نزاع و درگیری نزد من سزاوار نیست.

صحیح بخاری ،‌ جلد 1 ، ص 120 ، ح 112 ، کتاب العلم ، باب کتابه العلم

اسناد تصویری :

 

لینک تصویر 1

لینک تصویر 2

توجه : بخاری این جریان را در موارد گوناگون در صحیحش اورده است که ما فقط به یک مورد اشاره کردیم.

این واقعه تاریخی که به مصیبت روز پنجشنبه نیز مشهور است ، ابعاد مختلفی دارد. قبلا مقاله ای درباره ی توهین و جسارت عمر بن خطاب به پیامبر (ص) نوشتیم . به لینک زیر رجوع کنید :

http://www.rafezee.ir/post/36

اما در این مقاله می خواهیم به بررسی این سخن عمربن خطاب که گفت "حسبنا کتاب الله" (کتاب خدا (قرآن)‌ ما را بس است) بپردازیم.

خطاب ما اهل سنت اند. اهل سنتی که از عمر بن خطاب پیروی می کنند. می خواهیم این سخن عمر را برایشان معنی کنیم تا از این به بعد به آن بیشتر عمل کنند !

واضح ترین معنی این حرف -با توجه به شرایطی که عمر این حرف را زد- این است :

هیچ احتیاجی به سخنان و احادیث پیامبر (ص) نیست !

ای علمای اهل سنت ! به گفته سیدتان عمر قرآن برایتان بس است ؛ شما را با سخنان پیامبر(ص) چکار ؟ سید و آقای شما عمر گفت قرآن برای شما بس است پس چرا کتاب حدیثی دارید ؟ چرا احادیث پیامبر (ص) را در کتبتان آورده اید ؟ چرا همه چیز را از قرآن برداشت نمی کنید ؟ آیا نشر احادیث پیامبر(ص) مخالفت علنی با گفته سیدتان عمر نیست ؟

چرا احادیث پیامبر (ص) را از بین نمی برید ؟ مگر نمی گویید از عمربن خطاب پیروی می کنید ؟ او که گفت به سخنان پیامبر(ص) احتیاجی نیست و اولین قدم برای نابودی سخنان پیامبر (ص) را نیز خود او برداشت ، پس راهش را ادامه دهید !

در ضمن بدانید : طبق این سخن عمر ، علاوه بر احادیث پیامبر(ص) باید سخنان خود عمر ، ابوبکر ، عثمان و دیگر بزرگانتان و حتی صحابه را نیز از بین ببرید !

جالب این است که قطب الدین شافعی به این سخن خلیفه دوم لبخند می زند و می گوید :

این سخن خلیفه مثل کسی است که بگوید با وجود کتاب طب ، دیگر احتیاجی به طبیب نداریم !

(ر.ج : شبهای پیشاور ، سلطان الواعظین شیرازی ، شب هشتم)

از عجایب روزگار این است که وقتی ابوبکر در مرض موت قرار گرفت و عمر را به عنوان خلیفه ی بعد از خود معرفی کرد ، صدای اعتراض عمر بلند نشد ! و با وجود اینکه در آن مجلس حاضر بود ، نگفت کتاب خدا ما را بس است !!!

سوال های دیگر ما از اهل سنت :

۱. نظرتان درباره این آیات چیست ؟

بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿نحل/۴۴﴾

(از آنها كه آگاهند) از دلائل روشن و كتب (پيامبران پيشين) و ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه به سوي مردم نازل شده است براي آنها تبيين كني، شايد انديشه كنند.

وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿نحل/۶۴﴾

و ما [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كرده‏اند براى آنان توضيح دهى و [آن] براى مردمى كه ايمان مى‏آورند رهنمود و رحمتى است.

آیا این آیات توضیح و تبیین پیامبر اکرم (ص) را در کنار قرآن ضروری نمی داند ؟

۲. نظرتان درباره حدیث ثقلین چیست ؟

پیامبر (ص) فرمودند :

انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض

من در میان شما دو چیز گران بها می گذارم : کتاب خدا و عترتم اهل بیتم را . تا هنگامی که به این دو تمسک جویید ، هرگز گمراه نمی شوید ، و این دو هیچگاه از هم جدا نمی شوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

این حدیث با نقل های مختلف در کتب شیعه و سنی آمده است ، به برخی از مصادر آن در کتب اهل سنت توجه کنید :

صحیح مسلم ، کتاب فضائل الصحابه ، باب من فضائل علی بن ابی طالب ، چاپ مکتبه رحمانیه لاهور ، پاکستان

الجامع الصحیح سنن ترمذی ، کتاب المناقب ، باب 32 فی مناقب اهل البیت (ع)

کنزالعمال ، الباب الثانی فی الاعتصام بالکتاب و السنه ، موسسه الرساله ، 1409 ه

مستدرک علی الصحیحین ، کتاب المعرفة الصحابه و من مناقب اهل الرسول (ص) ، دارالکتب العلمیه ،‌ بیروت ، لبنان ، طبع 1411

به نقل از کتاب گفتار حق ، رسول ابراهیمی آبشور

اسناد اینترنتی حدیث ثقلین (از سایت اسلام وب) :

صحیح مسلم :

http://www.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=1&ID=1128&idfrom=4490&idto=4498&bookid=1&startno=7

سنن ترمذی :

۱.

http://www.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=3718&idto=3722&bk_no=2&ID=2039

۲.

http://www.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=2&ID=2039&idfrom=3718&idto=3722&bookid=2&startno=2

سخن عمر بن خطاب ، دقیقا ضد این حدیث متواتر از رسول اکرم(ص) است . پیامبر(ص) می فرمایند : کتاب خدا و اهل بیت ، ولی عمر می گوید : فقط کتاب خدا  و حتی به سخنان خود پیامبر(ص) نیز احتیاجی نیست .

پیامبر(ص) می فرمایند برای اینکه گمراه نشوید باید به هر دو آنها متمسک شوید ولی عمر می گوید قرآن بس است !!!

هر چند دشمنان اهل بیت در مقابل این حدیث صحیح و متواتر ، حدیث "کتاب الله و سنتی" را جعل کردند و در اینجا نمی خواهیم این حدیث جعلی "کتاب الله و سنتی" را نقد کنیم ؛ اما این حرف عمر حتی با این حدیث جعلی نیز ضدیت دارد .

۳. نظرتان درباره این آیه چیست ؟

هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿آل عمران/7﴾

اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم [=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند [كه تاويل‏پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا و راسخون در علم (ريشه‏داران در دانش) كسى نمى‏داند [آنان كه] مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود.

این آیه می گوید برخی از آیات قرآن متشابه اند و تاویل آنها را جز خدا و راسخون در علم کسی نمی داند ، پس یعنی باید به راسخون در علم ، که اهل بیت(ع) اند رجوع کرد . پس چرا آقای عمر بن خطاب می گوید قرآن به تنهایی بس است ؟

جالب است ! خود قرآن می گوید به تنهایی کافی نیست ولی عمر می گوید کافی است !!!

امیدواریم اهل سنت به پرسش های ما پاسخ دهند ...

*

وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿عنکبوت/۱۳﴾

و آنها علاوه بر بار سنگین گناهان خود ، بار گناهان -هر که را گمراه کرده اند- نیز به دوش می کشند و در روز قیامت از آنچه دروغ بسته اند ، سوال خواهند شد

*

والسلام علی من اتبع الهدی

پایان